ای كاش می شد ستاره ها راچید و با دست لمسشان كرد
ای كاش می شد دل ها را به هم نزدیك كرد و
ای کاش می شد فاصله هارا کم کرد
در فراز های زندگی صبورانه قدم برداشت،
ای كاش می شد با دل هل زندگی كرد،
ای كاش می شد بی انكه اشكی ریخت زندگی كرد
ای كاش می شد مرگ را از خدا هدیه گرفت،
ای كاش تسكین دهنده قلبها همیشه با ما بود،
ای كاش می شد محبت ها را با مهربانی و دوستی و محبت پاسخ داد و
ای كاش می شد بدی ها را نادیده گرفت و خوبی هایش را نظاره كرد،
ای كاش می شد من؛من بودم تنها در رویای زندگیم،
ای كاش می شد مسافری بودم كه وقت اراده بر می گشتم،
ای كاش ذره ای دلم اسوده بود،
ای كاش اشك هایم قابل تجمع بود،
ای كاش شكستن دل ها را كسی لمس نمی كرد،
ای كاش من برای هر كسی پیش قدم در سختی ها بودم،
ای كاش من؛تنهای،تنها برای خودم بودم.

ارسال شده توسط:حمید در دوشنبه 31 فروردین 1388 |
نظرات()