| متن های عاشقانه 1
تویی عاشقترینتنهای دنیا ............. منم خسته ترین مغموم دنیا
تویی صادقترین حرف رو لبها ............. منم غمگین ترین راز تو دلها
تویی زیبا طلوع صبح فردا ...............منم اینجا غروبی مثل شبها
تویی همچون قناری شاد و شیدا ...... منم مثل كلاغی رو درختا
تویی آشفته دل مغرور و رعنا............. منم همراز و همراه یه رویا
تویی عشق و محبت توی قلبها...........منم دیوونه مثل موج دریا
تویی تنها تویی یاد غریبها..................منم فریاد بی پایان غمها
تویی شاخه گل سرخ صدفها...............منم تنها شقایق توی صحرا
تویی آب زلال اشك چشمها................منم مرداب سرد توی دشتها
   
اگه یکی رو دیدی بر میگرده نگات میکنه...بدون براش مهمی ... اگه یکی دیدی وقتی داری
می افتی با عجله به سمتت میاد ....بدون براش عزیزی اگه یکی رو دیدی وقتی داری می خندی
نگات میکنه... بدون براش قشنگی ... اگه یکی رو دیدی وقتی داری گریه می کنی باهات گریه می کنه ...
بدون دوست داره
   
امشب دوباره دلم بی صدا شکست
امشب دلم باز بی صدا شکست
امشب دوباره دلم بی صدا شکست
با گریه ای غریب و غمی آشنا شکست
تا کهکشان غرقه شدن در خیال تو
پرواز کرد و چون مرغی رها شکست
یک عمر من شکستم و با درد ساختم
اما کسی نگفت چرا بینوا شکست
ماندم میان موج غریبی ز اشک و آه
کشتی صبرم از ستم ناخدا شکست امشب ستاره ها پی دلداری آمدند
اما ز داغ من دلشان تا خدا شکست
باز به داد دلم رسی........ای کاش
امشب دوباره دلم بی صدا شکست!
در افسانه ها آمده روزی که خداوند جهان را آفرید فرشتگان مقرب را به بارگاه خود فرا خواند و از آنها خواست تا برای پنهان کردن راز زندگی پیشنهاد بدهند∙ یکی از فرشتگان به پروردگار گفت:خداوندا آنرا در زیر زمین مدفون کن∙ فرشته دیگری گفت آن را در زیر دریاها قرار بده∙ و سومی گفت راز زندگی را در کوهها قرار بده∙ ولی خداوند فرمود اگر من بخواهم به گفته های شما عمل کنم فقط تعداد کمی از بندگانم قادر خواهند بود آن را بیابند در حالی که من می خواهم راز زندگی در دسترس همه بندگانم باشد∙ در این هنگام یکی از فرشتگان گفت فهمیدم کجاهی خدای مهربان راز زندگی را در قلب بندگانت قرار بده زیرا هیچ کس به این فکر نمی افتد که برای پیدا کردن آن باید به قلب و درون خودش نگاه کند∙ و خداوند این فکر را پسندید∙
   
ارسال شده توسط:حمید در جمعه 16 بهمن 1388 | نظرات()
|